هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

سـلام

من سجاد وطنی هستم!

کسی که سال‌ها پیش در سکوت و انزوا قدم در مسیری گذاشت که کمتر کسی به عبورش ایمان داشت.

سجاد وطنی - دانشنامه موفقیت مبین رشد
سجاد وطنی - دانشنامه موفقیت مبین رشد

سجاد وطنی متولد شهر مقدس مشهد، از همان کودکی با چالش های خاصی روبرو شدم. مشکلات بینایی، حضور در مدرسه‌ی ویژه نیمه‌بینایان و کم‌بینایان، و در سنین کودکی آسمانی شدن پدرم، شهید والامقامی که در دفاع از وطن به شهادت رسیدند، همه بخش هایی از قصه زندگی من هستند.

از همان روزهای کودکی، باور داشتم که محدودیت های ظاهری نمی توانند مانع پرواز رویاهایم شوند.

با حمایت پدرم – تا زمانی که در قید حیات بودند – و پس از آن با قدرت ایمان و اتکا به خداوند، راهی متفاوت از دیگران برگزیدم.

سال های تحصیلی من آسان نبودند؛ بارها مسخره شدم، نادیده گرفته شدم و حتی در محیط های خانوادگی و جمع دوستانه و مدرسه با احساس غریبی و تفاوت روبرو بودم. اما هرگز دست از رویاهایم نکشیدم.

آغاز راه! چالش های جسمی و بینایی

از همان سال های نخست زندگی، مسیر من با چالش های ویژه ای همراه بود. مشکلات جدی در زمینه بینایی که از بدو تولد داشتم باعث می شد بسیاری از کارهایی که برای کودکان هم‌سن و سالم ساده به نظر می رسید، برایم دشوار باشد.

دید ضعیفم باعث می شد حرکت در محیط های شلوغ و عبور از خیابان ها برایم نگران کننده و گاه خطرناک باشد. خانواده‌ ام نیز به دلیل نگرانی های طبیعی شان، محدودیت های زیادی برای رفت و آمدم قائل شده بودند؛ به گونه ای که تا سال ها اجازه نداشتم به تنهایی از مدرسه به خانه بازگردم و حتی برای کوتاه ترین مسیرها باید با تاکسی یا سرویس مدرسه جا به جا می شدم.

این محدودیت ها از طرفی ناشی از عشق و مراقبت خانواده ام بود، اما از سوی دیگر باعث می شد در درونم احساس غریبی، محدودیت و فاصله از دیگران داشته باشم. آرزوی ساده ای مثل پیاده رفتن تا مدرسه یا خرید تنهایی از مغازه، در ذهن من به یک رؤیای بزرگ تبدیل شده بود.

در همان سال‌های ابتدایی تحصیل، خانواده‌ام به دلیل نگرانی از مشکلات بینایی‌ام، با اصرار فراوان از کادر مدرسه خواستند برایم عصای سفید تهیه کنند و یادگیری خط بریل را نیز در نظر داشتند. اما کادر مدرسه با بخش دوم این تصمیم مخالفت کرد؛ آن‌ها معتقد بودند که اگر من به یادگیری خط بریل یا استفاده از عصا روی بیاورم، ممکن است به تدریج بینایی باقیمانده‌ام تضعیف شود و در آینده با مشکلات بیشتری مواجه شوم.

یادم هست در همان مدت کوتاهی که از عصای سفید استفاده می‌کردم اصلاً حس خوبی به آن نداشتم و تنها به اصرار خانواده‌ام از آن استفاده می‌کردم.

این دیدگاه و تجربه‌ها باعث شد مسیر آموزشی متفاوتی برایم شکل بگیرد؛ مسیری که اگرچه چالش‌های خاص خود را داشت، اما در نهایت به تقویت توانایی‌ها و خودباوری بیشترم انجامید.

در دوران کودکی، به دلیل ضعف بینایی‌ام، وقتی تلویزیون روشن می‌شد، مستقیم می‌رفتم جلویش می‌ایستادم و به صفحه‌اش می‌چسبیدم؛ آن هم تلویزیون‌های قدیمی لامپی که روی میز قرار داشتند. کسی دیگر نمی‌توانست چیزی ببیند، اما من چاره‌ای نداشتم.

یادم هست در حدود هشت سالگی، پدرم — پیش از شهادتشان — یک تلویزیون بزرگ ۵۵ اینچ برایمان سفارش دادند؛ اما حتی با آن صفحه بزرگ هم، باز هم نیم متری آن روی زمین می‌نشستم تا بتوانم تصویر را بهتر ببینم. برای کودکِ کم بینایی مثل من، این صحنه فقط تلاشی بود برای لمس دنیایی که انگار همیشه چند قدم جلوتر از چشمانم حرکت می‌کرد.

علاوه بر این، سابقه بیماری هایی همچون تشنج نیز در کودکی و نوجوانی من وجود داشت که برای سال ها مجبور به مصرف داروهای خاصی شده بودم. شرایط جسمی و محدودیت های ناشی از آن، باعث می شد گاه مورد تمسخر یا نادیده گرفته شدن توسط برخی اطرافیانم قرار بگیرم؛ موضوعی که در دوران مدرسه، فشار روحی مضاعفی به من وارد می‌کرد.

اما امروز که به گذشته نگاه میکنم، می بینم همین چالش های ابتدایی زندگی، بذرهایی از استقامت، خودآگاهی و ایمان عمیق در قلبم کاشتند. همان سختی ها بودند که بعدها، جرقه های تغییر و پیشرفت واقعی را درونم روشن کردند.

نقطه عطف: آشنایی با قانون جذب

در دوران دبیرستان، جرقه‌ای کوچک در ذهنم روشن شد.

آشنایی با “قانون جذب” و آموزه‌ های عمیق آن، انقلابی درونم به پا کرد. با وجود تمام سختی ها و مخالفت ها، با جدیت شروع به یادگیری و تمرین این قانون کردم.

از همان جا استارت تغییر واقعی زندگی ام زده شد.

در حالی که نمرات مدرسه ام افتضاح بود و کمتر کسی امید داشت که در کنکور موفق شوم، هدفی جسورانه برای خودم تعیین کردم:

رتبه‌ی زیر سه هزار در کنکور!

با تمرکز عمیق بر هدفم، تمرین های قانون جذب و کار مداوم روی ذهنم، در روز کنکور معجزه ای رخ داد؛ با وجود این که تعداد کمی از سوالات را پاسخ داده بودم، رتبه‌ی سهمیه‌ی من ۲۶۴۰ شد. همان چیزی که آرزو کرده بودم!

از دانشگاه تا دنیای آموزش

پس از قبولی در کنکور و کسب رتبه ای که در دل آرزوهایم کاشته بودم، با اینکه دلم می خواست برای شکستن محدودیت ها و نتوانستن هایی که سال ها در ذهنم کاشته شده بود در یک شهر دیگر ادامه تحصیل دهم، اما به احترام دل مادرم و خواسته ایشان، رشته مورد علاقه ام (روانشناسی) را در یکی از دانشگاه های مشهد هدف گذاری کردم.

دوباره از قانون جذب استفاده کردم و توانستم رشته و دانشگاه مورد علاقه‌ام را جذب کنم؛ دقیقاً همان انتخابی که در لیست آرزوهایم بود.

تقریبا همزمان با ورودم به دانشگاه، اولین گوشی دلخواهم را با استفاده از تکنیک های قانون جذب به دست آوردم؛ گوشی‌ای که قرار بود با قیمت بالا خریده شود، با کاهش قیمتی چشمگیر و شرایط عالی در اختیارم قرار گرفت. تجربه ای که ایمانم به قدرت ذهن و خواسته های قلبی را چند برابر کرد.

نه فقط در زمینه‌ی مادی، بلکه در سطحی عمیق‌تر، تغییرات فوق‌العاده‌ای را تجربه کردم:

در طول دانشگاه، علی‌رغم فشارها و چالش های زیاد، مسیر خودشناسی را با جدیت ادامه دادم.

قانون جذب را به شکل تخصصی آموختم، آموزش دادم و در عمل به اثبات رساندم.

با این حال، پس از گذراندن دو ترم، خانواده‌ام اصرار کردند که دانشگاه و رشته‌ام را تغییر دهم و به دانشگاهی دیگر منتقل شوم؛ دانشگاهی که هرچند مورد تأیید آنها بود، اما با آرزوها و علاقه‌ی واقعی من همخوانی نداشت.
پس از ثبت‌نام و ورود دانشگاه، در این نقطه‌ی حساس از زندگی، تصمیمی بزرگ گرفتم:
به جای ادامه دادن مسیری که دیگران برایم ترسیم کرده بودند، مسیر دلخواهم را انتخاب کنم.
با توکل به خداوند و تکیه بر ایمان درونی‌ام، از دانشگاه انصراف دادم و راهی را پیش گرفتم که تمام قلبم به آن باور داشت؛ مسیر رشد فردی، خودشناسی، تسلط بر قانون جذب و آموزش آن به دیگران.
از آن پس، زندگی‌ام به طرز شگفت‌انگیزی تغییر کرد؛ هم در ابعاد مادی و هم در لایه‌های عمیق ذهن و روح.

آغاز شکوفایی: از جرقه‌ی قانون جذب تا تغییر زندگی سجاد وطنی

  • بدون نیاز به داروی تشنج که سال‌ها مصرف می‌کردم، به طور کامل از شر آن رها شدم.
  • مشکلات بینایی‌ام که سال‌ها یکی از موانع بزرگ زندگی‌ام بودند، تا حد زیادی بهبود پیدا کردند و توانستم با اعتماد به نفس بیشتری در اجتماع حضور پیدا کنم.
  • روابط اجتماعی‌ام از انزوا به احترام و محبوبیت تغییر یافت.
  • توانستم سخنرانی کنم، دعا بخوانم و در مراسم‌های مذهبی مورد استقبال واقع شوم.

هر بار که به تک تک این نتایج فکر می‌کنم، ایمانم به خداوند و مسیری که در آن قدم گذاشتم، هر روز بیشتر و بیشتر می شود.

این تحولات، جرقه ای شد تا در مسیر حرفه ای و کاری خود نیز قدم های تازه و موثری بردارم.

رشد حرفه‌ای: از طراحی سایت تا راه‌اندازی کسب‌وکار

در کنار توسعه‌ی فردی، مسیر حرفه‌ایم را نیز ساختم.

با وجود مخالفت‌های اولیه، یادگیری طراحی وب‌سایت را شروع کردم.اولین سایتم را برای یک موسسه‌ی خیریه ساختم و بدون دستمزد، تنها هزینه‌ی هاست و دامنه و ملزومات آن را دریافت کردم.

  • سایتی تمیز، حرفه‌ای و سریع که مورد تحسین همگان قرار گرفت.

پس از آن، مهارت‌هایم را در طراحی سایت با وردپرس و المنتور به سطح حرفه‌ای رساندم.

نسخه جدید سایتم دانشنامه موفقیت مبین رشد (mobinroshd.com) حاصل همین مسیر رشد و یادگیری است.

مشاوره و آموزش قانون جذب

با تسلط به قانون جذب، EFT (آزادسازی احساسات منفی)، قوانین موفقیت و فراگیری و ابداع تکنیک‌های ترکیبی با آیات قرآن کریم، سال‌هاست که مشاوره و آموزش می‌دهم.

از صمیم قلب خدای مهربانم را شاکرم و افتخار می‌کنم هر کسی که با روش‌های من همراه شده، نتایج واقعی و ملموسی در زندگی‌اش دیده است.

از افزایش چشمگیر سطح معنویت، ارتباط با خداوند و آرامش درونی گرفته تا افزایش محسوس عزت نفس و اعتماد به نفس، جذب روابط عالی و بهبود بیماری‌های ذهنی و جسمی.

کسب‌وکار مستقل

چند ماه پیش نیز کسب‌وکار جدید خودم را در حوزه‌ی فروش پوشاک راه‌اندازی کردم.

از پیدا کردن مغازه تا طراحی دکوراسیون، همه و همه با تکیه بر قانون جذب و اصول ذهنی پیش رفتند و به لطف خدا، در مدت کوتاهی نتایج عالی حاصل شد.

اما همان‌طور که رشد، همواره با تغییر و تطبیق همراه است، پس از گذشت چند ماه از شروع کار، در مقطعی از مسیر تصمیم گرفتم این فصل را به پایان برسانم و گام بعدی را در مسیر رسالت شخصی‌ام بردارم. این تجربه، نقطه‌ای بود برای عمق‌بخشی بیشتر به فهمم از کارآفرینی آگاهانه، و درسی زنده از اعتماد، انعطاف‌پذیری و رشد در دل چالش‌ها.

امروز سجاد وطنی

امروز، سجاد وطنی تنها یک مربی قانون جذب نیست. من ترکیبی از تجربه، ایمان، تخصص و عمل هستم. با افتخار می‌گویم:

هرآنچه امروز دارم، حاصل باور به قدرت بی‌نهایت خداوند، اصلاح و تقویت ذهنم، تلاش و کار مداوم روی خود، توکل به خداوند، و عشق و تعهد به یادگیری و رشد است.

مبین رشد خانه‌ی کسانی است که می‌خواهند رویاهایشان را زندگی کنند.

من اینجا هستم؛ به عنوان شاگردی از مدرسه‌ی زندگی، تا به لطف خداوند و بر پایه‌ی تجربه و آموخته‌هایم، همراه و راهنمای شما در مسیر تحقق رویاهایتان باشم؛ همان‌طور که روزی در تاریکی، به لطف پر مهر الهی، مسیرم را پیدا کردم.

با آرزوی شادی، آرامش، رشد مستمر و موفقیت‌های بی‌نظیر برای شما دوستان و همراهان گرامی؛ به امید شکوفایی رویاهایتان در سایه‌ی لطف بی‌کران الهی.

امروز سجاد وطنی

امروز، سجاد وطنی تنها یک مربی قانون جذب نیست. من ترکیبی از تجربه، ایمان، تخصص و عمل هستم. با افتخار می‌گویم:

هرآنچه امروز دارم، حاصل باور به قدرت بی‌نهایت خداوند، اصلاح و تقویت ذهنم، تلاش و کار مداوم روی خود، توکل به خداوند، و عشق و تعهد به یادگیری و رشد است.

مبین رشد خانه‌ی کسانی است که می‌خواهند رویاهایشان را زندگی کنند.

من اینجا هستم؛ به عنوان شاگردی از مدرسه‌ی زندگی، تا به لطف خداوند و بر پایه‌ی تجربه و آموخته‌هایم، همراه و راهنمای شما در مسیر تحقق رویاهایتان باشم؛ همان‌طور که روزی در تاریکی، به لطف پر مهر الهی، مسیرم را پیدا کردم.

با آرزوی شادی، آرامش، رشد مستمر و موفقیت‌های بی‌نظیر برای شما دوستان و همراهان گرامی؛ به امید شکوفایی رویاهایتان در سایه‌ی لطف بی‌کران الهی.